اولياء الله آملى

177

تاريخ رويان ( فارسى )

را تشييدى و معاقد آن سعادت را تمهيدى مىافزود تا بعد از اندك روزگار گلبن دولت به بار آمد و غنچهء ملك به مدد هبوب نسيم صبا و مساعدت قدر و قضا ، دهن تمكين بگشود و آفتاب دولت آل استندار ، از حجاب سحاب توارى روى نمود و وجود پرجود ملك معظم ، وارث ملك جم ، شرف الدوله گستهم عز نصره از محل صبى ، قدم در طور عنفوان شباب نهاد و در عقب آن ، نهال وجود ملك معظم ، اعدل ملوك عالم ، سعد الدوله طوس زيدت قدرته نشوونما يافت . مبانى مملكت « 1 » با اين چهار ركن قوى ، استحكام يافت و ساعد مملكت را از اين چهار اصابع بسطى و شوكتى باديد آمد . هر استعدادى كه براى جهاندارى و پادشاهى در كارخانهء غيب ذخيره كرده بودند ، در اين اشخاص شريف به ظهور پيوست . تا اگر گويم كه در اين قرن ، انسانيت مطلقا براين ملوك عزت انصارهم ختم است ، به جاى خود باشد . هريكى را از ايشان اگر گويند كه مستعد حكومت اقليمى ، يا لايق پناه‌گاه اسلامىاند ، دروغ نگفته باشند . بلكه ذات شريف ايشان على حده در تحصيل اسباب سلطنت و ضبط امور مملكت و فكر صايب و راى و رويت آيتىاند نه درخورد ايالت طرفى يا حكومت ولايتى . ايزد تعالى رتبهء جاه و جلال اين ملوك را دم‌بدم در ترقى داراد و از عين الكمال مصون و محفوظ بالنبى و آله اجمعين . « » [ بنياد عمارت قلعهء كجور و شهر كجور ] در تاريخ سنهء ست و اربعين و سبعمائه ، روز يكشنبه بيست و يكم ذى الحجه [ 89 ] بنياد عمارت قلعهء كجور و شهر كجور از نو نهاده شد . بواسطهء آنكه عمارت قديم كه كرده بودند به كلى خراب شده بود و منكوب گشته . و خرابى اين شهر كجور به سبب دولت آل چنگيز خان بود كه قتل بسيار كرده

--> ( 1 ) - شايد : ملكت . ( 2 ) - عين مطالب و جمله‌هاى بالا در ص 69 تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين نقل شده است .